ميرزا ابراهيم

15

سفرنامه استرآباد و مازندران و گيلان و . . . ( فارسى )

است . كه در آنجا پنج سال است ده در خانه آبادى كرده‌اند . [ از لاس - گرد ] به شهر سمنان پنج فرسخ است ليكن چاپارخانه شش فرسخ حساب مىكنند . ضابط چاپار [ خانه ] مهدى بيگ تبريزى ساكن لاس‌گرد است . و قريهء تيج‌ناور در شمال لاس‌گرد واقع است . و قريهء ديگر آروانه « 1 » در ميان كوه سمت شمالى لاس‌گرد ، در چهار فرسخى است . پول كهنه [ و ] سكهء قديم يافت مىشود . و از ميان كوه از راه امام‌زاده على اكبر كه شش فرسخ به لاس‌گرد است ، شش روزه به مازندران مىرود . و ملك لاس‌گرد ابو ابجمع ميرزا محمد خان سپه‌سالار است . جميع رعايا كمال رضامندى را داشتند . [ راه لاس‌گرد به سمنان ] از بابت راه از لاس‌گرد و به سمنان كه شش فرسخ چاپارخانه است ربع فرسخ طرف دست چپ قريهء تيج‌ناور است . بعد در دو فرسخى ، قريهء سرخك « 2 » است كه ده بزرگ مىباشد و باغات زياد دارد . بقرار دويست و هشتاد خانه‌وارند . و قلعه‌چه‌اى هم دارد كه از علامت و بناى قديم است . و [ در ] كوچه‌ها آب جارى است . و دكان نانوائى و رنگرزى هم دارد . الا شب عيد و دو سه ماه گذشته از شب عيد ، خربزه و ميوه‌جات سال گذشته را دارند . و خربزهء آنجا زياد شيرين است . از آنجا رد شده صحرايى است [ كه ] مىرسد به اول باغات سمنان كه يك فرسخ باغات دارد .

--> ( 1 ) - به سكون راء و فتح نون . ( 2 ) - بضم سين و فتح خاء .